كلينى عالم و محدث معروف شيعى - متوفاى 328 ه.ق - مىنويسد:
پس از وفات فاطمه (سلام الله عليها)، على (ع) او را پنهان به خاك سپرد و جاى قبرش را ناپديد كرد، سپس برخاست روبه مزار رسول خدا (ص) كرد و گفت:
سلام بر تو يا رسول خدا (ص) ! از من و از دخترت كه به ديدار تو آمده و اكنون در كنارت زير خاك خفتهاست، خداوند چنين خواسته كه او زودتر از ديگران به تو ملحق شود.
اى پيامبر خدا (ص) ! شكيبائىام از فراق محبوبهات بپايان رسيده، و خويشتن داريم بخاطر جدايى سرور زنان عالم از دست رفته است. اما چه چاره جز آنكه طبق سنت تو بر مصائب صبر كنم، آنچنان كه در مصيبت جدائيت صبر نمودم. من سرت را در آرامگاهت نهادم و تو بر روى سينه من جاى دادى «همه از خدائيم و به سوى خدا باز خواهيم گشت» همانا امانتبه صاحبش رسيد و گروگان دريافت گشت و زهرا (سلام الله عليها) از دستم گرفته شد.
اى رسول خدا (ص) پس از او آسمان و زمين در منظر نگاهم زشت مىنمايد.
اندوهم جاودانه شد و شبم در بيخوابى مىگذرد و غمم پيوسته در دل است تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند.
غصهاى دارم كه از شدتش دل به خون نشسته و اندوهى دارم بهت آور چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد و ميان ما جدائى افكند تنها بسوى خداوند شكايت مىبرم به همين زودى دخترت از همدستشدن امتتبر ربودن حقش به تو خبر خواهد داد، همه سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، چه بسا درد دلهائى كه چون آتش در سينهاش مىجوشيد و در دنيا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نيافت او هم اكنون مىگويد و خداوند هم داورى مىكند و او بهترين داورانستسلام بر شما سلام وداع كننده كه نه خشمگين است و نه دلتنگ اگر مىروم بخاطر دلتنگيم نيست و اگر بمانم بخاطر بدگمانيم به خدا از آنچه به صابران وعده داده نباشد.
آه، آه صبر آرام بخش و زيباست و اگر بيم چيرگى ستمكاران بود براى هميشه چون معتكفان دراينجا مىماندم و چون فرزند مرده شيون سرمىدام و سيل آسا مىگريستم خدا گواهست كه دخترت پنهان بخاك سپرده مىشود در حالى كه حقش غصب شد و از ارثش محروم گشت. با اينكه هنوز روزى چند از وفاتت نگذشته بود و بر خاطرهها از يادت غبار كهنگى ننشسته بود.
اى رسول خدا (ص) ! دل را به ياد تو آرام ميدارم درود خدا بر تو و سلام و رضوان خدا بر فاطه (سلام الله عليها) باد» . (16)
از فراق فاطمه ( عليها السلام) على (عليه السالم) بشدت اندوهگين بود، رنج و اندوه على (ع) در سخنان از دل برآمدهاى كه دركنار مزار زهرا (سلام الله عليها) گفت هويدا است. گاه نيز سوز دل خود را در مرثيههايى كه مىسرود و يازمزمهمىكرد نشان مىداد. در ديوانى كه منسوب به اميرالمومينى (ع) استشعرى با نوزده بيت آمده كه على (ع) آنرا بر مزار فاطمه زهرا ( عليها السلام) سروده است. (17)
اما ابوالعباس مبرد - متوفاى 285 ه - دو بيت از آن شعرها را با اندكى تفاوت ذكر كرد. و گويد على (ع) به اين اشعار تمثل جست.
لكل اجتماع من خليلين فرقه و كل الذى دون الممات قليل و ان افتقادى واحدا بعد واحد دليل على ان لايدوم خليل (18)
جمع هر دو دوستى را عاقبت فراق و پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است و اينكه من دوستى را پس از دوست ديگر از دست مىدهم نشان آن است كه هيچ دوستى جاويد نمىماند.